ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
63
مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )
خواهيم كرد فرمود بهبه چه ستمى كه شما را خواهد بود ! نه نخست او را بكشيد و سپس پيكرش را بسوزانيد . « 1 » ( 1 ) 26 - حسين از عبد اللّه ، از خلف بن سالم ، از ابو نعيم ، از فطر ، از ابو الطفيل ما را حديث كرد كه مىگفته است على عليه السّلام مردم را براى بيعت فرا خواند ، عبد الرحمن بن ملجم مرادى آمد ، على عليه السّلام دو بار او را رد كرد بار سوم بيعت او را پذيرفت و فرمود چه چيزى بدبخت تر اين امت را از آنكه ريش مرا از خون سرم رنگين يا خضاب سازد بازداشته است ، و سپس به اين دو بيت تمثل جست : « كمربندهاى خود را براى مرگ استوار كن كه مرگ ترا ديداركننده است و چون مرگ كنار جوى بار تو فرود آمد بىتابى مكن » . « 2 »
--> ( 1 ) . تركيب « بهبه » به همين صورت در متن عربى آمده است - م . ( 2 ) . اخبار نقل شده از حضرت ختمى مرتبت كه در آن از ابن ملجم به بدبختترين آخران ياد شده است بسيار زياد است ، از جمله روايتى كه احمد بن حنبل در ص 49 كتاب فضائل در بخش فضائل امير المؤمنين به شماره 76 آورده است و چنين است . وكيع از قتيبة بن قدامة رواسى از پدرش از ضحاك بن مزاحم براى من حديث كرد كه مىگفته است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على فرمود آيا مىدانى بدترين مردم پيشين چه كسى است ؟ احمد بن حنبل افزوده است وكيع از ضحاك از على هم نقل مىكند كه گفته است پيامبر مرا فرمود اى على مىدانى بدبختترين مردم پيشين چه كسى است ؟ گفتم خدا و پيامبرش داناترند ، فرمود آن كسى است كه ناقه را پى زد و كشت ، آنگاه فرمود آيا مىدانى بدبختترين آخران كيست ؟ همان پاسخ را دادم ، فرمود قاتل تو . حافظ ابو نعيم هم در فضائل على عليه السّلام در برگ 23 معرفة الصحابة اين حديث را آورده است ، كه ابو الطفيل مىگفته است پيش على عليه السّلام بودم ، عبد الرحمن بن ملجم مرادى آمد ، على